تبليغاتX
یادداشتهای مسعود رفیعی طالقانی

بازحکایات در فشانی های آقای وزیر بعد از این جناب آقای الهام  در باب همسرش

که هر از گاهی به چرند گویی می پردازد خواندنی است:

الهام در پاسخ به سئوالی در خصوص اینکه آیا چیزی به همسرش می گوید که چیزی نگوید یا نه   گفته است نه تنها من    که هیچ کس دیگر نمی تواند به زنان در خصوص اینکه چه بگویند و چه بیندیشند تحکم کند  چرا که زن حق آزادی بیان و اندیشه دارد!

اما آقای الهام حتما یادشان رفته که چه زنانی تا به حال به جرم ابراز عقاید به زندان رفته اند

شاید آزادی بیان و پس از بیان فقط متعلق به خاندان حکومت باشد و ما خبر نداریم!

اما آقای وزیر باید بدانید که هنوز از بعضی دختران دستگیر شده در میدان هفتم تیر خبری نیست.!!!!!!

***

و اما جناب روح الله حسینیان که آخرین نطقشان در مناظره با احمد زید آبادی بود و آنجا دکتر محمد مصدق را حیله گر و فرصت طلب خوانده بود نیز به تازگی از دیپلماسی احمدی نژاد دفاع کرده و گفته است دیپلماسی تهاجمی وی باعث عقب راندن دشمنان می شود .

به گمانم اینها فکر کرده اند که دیپلماسی مثل سرکوب است که هر چه تهاجمی تر باشد بیشتر جواب می دهد.

ایشان ضمنا در ادامه گفته اند که در شرایط کنونی بعضی از آقایان با ایجاد فضای بحران باعث می شوند که این دیپلماسی فعال   نا کارامد جلوه کند.

او ادامه داده این عده می خواهند برای تضعیف گروهی خاص اصل منافع را زیر سئوال ببرند اما من معتقدم که سیاست تهاجمی به پیروزی می رسد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

شاید به خاطر همین است که منوچهر متکی نزدیک استیضاح است.

 

+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم بهمن 1385ساعت 11:41 توسط مسعود رفیعی طالقانی |

سر انجام قربان قلی وردی محمد اف پدر دوم ترکمن ها شد  تا ترکمنستان بی پدر نماند.

آخر این بی پدر ها تا کنون در زمان با پدری اصلا  بد بختی نکشیدند و در این دوره بی پدری بعد از نیاز اف چه که به سرشان نرفت!

آقای قربان قلی آمده و در شرایط از پیش تعیین شده و در شرایطی که هیچ رقیبی نداشته و رقبای حاضر هم به صورت فرمایشی بوده اند تمام رای را کسب کرده تا ترکمنستان و نظام حاکمش هم بگوید که ما دموکرات هستیم .

این در حالی است که آنجا یک حزب بیشتر وجود ندارد .یک وقت بر نخورد به منتقدین تحزب در ایران

او آمده و با تمام این شرایط وعده رفاه و آسایش به مردم داده و بدیهی است که می خواهد دموکراسی ترکمن باشی گونه ای ایجاد کند.

از نظر ها پنهان نیست که همان قدر که دموکراسی در جهان با پدر تر می شود به همان اندازه توتالیتاریسم بی پدر تر می شود و به تازگی شاهد ظهور توتالیتر های دموکرات نما هستیم یعنی تجمیع بی پدری و با پدری و طفل حاصل از درد زایمان می میرد.

به هر روی امید به جنبش آزادی خواهانه در ترکمنستان به فراموشی سپرده می شود چرا که کشورهای آزادی بخش درگیر سازشهای تازه با نظامهای توتالیتر هستند و ملتهای با  پدرهای دو رو  رو به گسترش

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1385ساعت 15:55 توسط مسعود رفیعی طالقانی |

دویده ام در پهنای لبه یک تیغ

با درد

با غم نان

با یاد رفتگان

دویده ام در صحرای سوزان انزوای خسته ام

نه دیگر    مکانی هست      

اندک جایی که تو باشی و خدایی که تو را بفهمد

به درک   به درک   به درک

ما دیگر نا امیدانه می رویم                       

اما

باز هم می دویم

همچون الاغ آسیابان

که پس از آزادی

                               هم چنان چرخ می زند و می رود

دوستان عزیز دغدغه ها و مسخره ها بسیارند اما چه سود که بیانشان کاری از پیش نمی برد اما ما همه چیز را می دانیم و چیزی نمی گوییم چرا که نمی شود

+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم بهمن 1385ساعت 16:37 توسط مسعود رفیعی طالقانی |

آدم بودن حسرتا مشکلی ست

                                                                   در مرز نا ممکن نمیبینی؟

 

+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم بهمن 1385ساعت 15:37 توسط مسعود رفیعی طالقانی |

سید محمد خاتمی که در حضور جوانان مشارکتی سخن میگفت تشکلهای غیر دولتی را پایه گذار جامعه مدنی دانست و دموکراسی سازگار با دین را نیاز جامعه ایران تلقی کرد

اگر بخواهیم به گفته های این سید خندان استناد کنیم در ایران جامعه مدنی غیر قابل دستیابی است چرا که اصلا تشکل غیر دولتی وجود خارجی ندارد کمااینکه دولت روز به روز فربه تر می شود و امیدی نیست که به جامعه مدنی دست یابیم

همچنین لایحه بودجه ۸۶ هم نشان از خالی بندی رفقا دارد چرا که در نشانی در آمدها شفاف سازی نشده است

هاشم آقاجری و عبدالله مومنی هم که در سالروز پیروزی انقلاب ممنوع الخروج شدند

 وای به حال بقیه روزها

برای من عجیب است چرا منتقدان که دلشان برای این مملکت می سوزد را باید اینگونه نقره داغ کرد

مگرنقره داغ کنندگان خودشان به هیچ چیز اعتراض نکرده اند

+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم بهمن 1385ساعت 15:3 توسط مسعود رفیعی طالقانی |

وقتی مداحان و روضه خوانان سر از مسائل سیاسی در بیاورند و البته از نوع معروفشان نیز باشند میشود به راحتی فهمید که عمق فاجعه چقدر است و جریان دارد از کجا آب می خورد

حکایت حکایت تخریب شخصیتی هاشمی رفسنجانی است که توسط آقای حاج منصور ارضی صورت گرفته است

او که مداح بنامی است همان است که در مسجد ارک تهران منبر   می رفت که  سال ۸۳ تعداد زیادی جوان در آنجا سوختند و مردند

حالا ایشان آمده و هاشمی را در جلسه ای تخریب کرده

حالا از هاشمی که بگذریم این آقا در مقابل احزاب هم ایستاده است و لزوم وجود آنها را نفی کرده است     بیچاره احزاب خسته و تنها و اندیشناک

بله دیگر آب که سر بالا بره قورباغه .....

ضمنا تخریبچی ها خیلی ناشی هستند.....شاید به خاطر همین است که  هنوز در مرزهای غرب کشور هزاران مین خنثی نشده وجود دارد                 

+ نوشته شده در شنبه چهاردهم بهمن 1385ساعت 13:0 توسط مسعود رفیعی طالقانی |

بردگان عالی جاه را دیده ام در کاخهای بلند که غلاده های زرین بر گردن داشته اند

و آزاده مردم را که سرود گویان به مقتل می رفته اند

 

 

سلام بر حسین                         آزادترین آزاده مردم

سلام بر حسین                         پیشوای همیشه ما

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در شنبه هفتم بهمن 1385ساعت 10:37 توسط مسعود رفیعی طالقانی |