عملكرد يكسال و اندي دولت محمود احمدينژاد نشان ميدهد كه او چه اشتباهات استراتژيكي را مرتكب شده است. هرچند كه در زمان انتخابات 1384 باتوجه به تحليلهاي كارشناسانه اين اتفاقات چندان دور از ذهن به نظر نميآمد اما حمايتهاي عدهاي آنگونه بيراهه فكري ايجاد ميكرد كه احمدينژاد لااقل به اصل نظام پشت نخواهد كرد.
هرچند شايد احمدينژاد خود اينگونه تصور نكند كه با اقدامات غيرمتعارفش به اصل نظام پشت كرده است اما به واقع اينگونه است.
او جمهوري اسلامي را به بيراهه و كجراهه سقوط كشانيده است. وي گمان ميكند هر كاري كه دو دولت گذشته در دوران 14 ساله مرتكب شدهاند غلط بوده و حالا او اگر هر كاري دقيقاً مخالف آنها انجام دهد به راه راست رفته است. مثال سادهاش عدم تغيير ساعت رسمي كشور در نوروز گذشته بود كه به گفته كارشناسان قريب به 34 ميليارد تومان خسارت به اقتصاد كشور وارد كرد. همچنين موج جديد درگيري او با هاشمي رفسنجاني هرچند در فهم همگان اين گونه محتوم است كه باعث شكستن خواهد شد اما او خود اين تصور را ندارد كه سخنگوي جمعيتحامياش اينگونه به كارگزاران و رفسنجاني تاخته است.
محمود احمدينژاد در شرايط بحراني به سر ميبرد چرا كه رقيبي را كه گمان ميكرد در 4 تير 84 از صحنه به در كرده بود اكنون با كسوت رياست مجمع تشخيص مصلحت نظام و همين طور نايب رييس مجلس خبرگان در مقام نظارت بر او به پيش آمده و شكستهاي پياپي را به او تحميل ميكند.
هرچند او با شعارهاي پوپوليستي به لباس رياست جمهوري درآمد اما همگان ميدانند كه عمده راي او اگر گمان تقلب در انتخابات را فراموش كنيم از قشري به دست آمد كه هيچگونه عقيده كارشناسي نداشتند و صرفاً به مسايل معيشتي توجه ميكردند و شايد اين گمان را داشتند كه او ناجي آنها خواهد بود. اما آقاي احمدينژاد بايد بداند همان مردم كه به صورت غيركارشناسانه به حرفهاي عوامانه او راي دادند امروز هم كارشناسيهاي سادهلوحانه او را قبول نميكنند و هر قدر بگويد بنزين بايد گران شود نميفهمند. آنها نميدانند يارانه ديگر چيست! آنها نميدانند انرژي هستهاي كدام است!
آنها يك لقمه نان ميخواهند و اين كه گوجه فرنگي را به بهاي هر كيلو 3500 تومان نخرند. آنها نميفهمند تورم در اثر چه چيزي به وجود ميآيد فقط اگر به آنها بگويي وام ميدهيم خوشحال ميشوند و اگر گفتند وام باعث افزايش تورم ميشود باد فحش را نثارت ميكنند!
آقاي رييس جمهور مردم ايران خوش استقبال و بدبدرقهاند و با كاري كه شما كردهايد خدا خيرتان دهد پوپوليسم براي هميشه از ايران رخت برميبندد و مردم چشمشان را باز ميكنند كه ديگر اسير كوتولههای سیاسی نشوند.
ضمنا مرگ نا بهنگام رسول ملاقلی پور هم ناباورانه بود
به هر حال خطبه حضرت زینب را به مناسبت اربعین تقدیم حضورتان میکنم
زینب که شیر زن مجاهدی است قهرمان و همچون برادرش آزاد از همه تعلقات
|
خطبه حضرت زینب (س) در دربار یزید |
|
حادثه خونین کربلا، عصر عاشورا با شهادت امام حسین(ع) و یارنش به پایان رسید و از آن هنگام بخش دوم نهضت حسینى به رهبرى امام سجاد (ع) و حضرت زینب کبری (س) آغاز شد . |
|
پس از آن که زنان و بازماندگان اهل بیت امام حسین (ع) را در حالى که به ریسمانها بسته شده بودند، به مجلس یزید وارد کردند، سر مقدس سیدالشهدا را در مقابل آنها نهادند . یزید در حالى که با چوب خیزران بر لب و دندان مبارک امام مىزد این اشعار را سرود: "ما بزرگان بنىهاشم را کشتیم و آن را به حساب جنگ بدر گذاشتیم؛ این روز در مقابل آن روز قرار گرفت . بنىهاشم با پادشاهى بازى کردند، وگرنه نه خبرى از رسالت بود و نه وحی نازل مى شد . من از فرزندان خندف نباشم اگر از فرزندان احمد انتقام کارهاى او را نگیرم. در این حال حضرت زینب (س) برخاست و این چنین خطبه خواند: به نام خداوند بخشنده و مهربان . خداوند جهانیان را حمد و سپاس مىگویم و بر پیامبر اسلام و خاندان او درود و سلام مىفرستم . خداوند متعال حقیقت را نیکو بازگو فرمود آنجا که در قرآن بیان داشت "پایان کار کسانى که زشتکارى و گناه انجام دادهاند به جایى رسید که آیات خدا را دروغ شمردند و آنها را به استهزا و مسخره گرفتند" آرى، کلام خدا صدق و راست و عین واقعیت و حقیقت است . یزید، از اینکه زمین و آسمان را بر ما تنگ گرفته اى و ما را همچون اسیران از سویى به سوى دیگر مىبرى، گمان دارى که ما در نزد خدا خوار و پست شدهایم و تو در پیشگاه او قرب و منزلت یافتهاى؟ و با این تصور خام و باطل، باد به غبغب انداخته و با نگاه غرورآمیز و شادمانه به اطراف خود مىنگرى؟ از اینکه دنیایت آباد شده است و امور طبق مراد تو مىچرخد و مقام و منصبى را که حق ما خاندان(رسول اکرم (ص)) است، در دست گرفتهاى، شادمانى؟ اگر چنین تصور باطلى بر وجود تو حکمفرما شده است، لحظه اى بیندیش و فکر کن! مگر فراموش کرده اى کلام خدا را که مىفرماید: "گمان نکنند آنان که به راه کفر بازگشته اند که آنچه ما براى آنها پیش مىآوریم و آنها را مهلت مىدهیم به نفع آنان و به خیر و سعادتشان است، که این مهلت دادن براى آن است که بر گناهان خود بیفزایند و براى آنان عذاب ذلت آمیز ابدى در پیش است" اى فرزند آزادشدگان! آیا این عدالت است که زنان و کنیزان خود را در پس پرده نهان سازى، ولى دختران پیامبر خدا را، در میان نامحرمان، به صورت اسیر حاضر نمایى، حجاب آنان را بدرى، روى آنان را بگشایى و دشمنان، آنان را از شهرى به شهرى ببرند و شهرى و بیابانى بدانها چشم بدوزند و نزدیک و دور و مردمان پست و شریف به تماشایشان بایستند، در حالى که نه از مردانشان سرپرستى مانده و نه از یاورانشان مددکارى؟ اما چه توقع و انتظارى است از فرزند آن جگرخوارى که جگر پاکان را جوید و بیرون انداخت و گوشتش از خون شهیدان اسلام روییده است؟ چگونه مىتوان از فردى انتظار کوتاه آمدن داشت که همواره با بغض و دشمنى و کینه و عداوت، به خاندان ما نگریسته است؟ یزید! این جنایات بزرگ را انجام داده اى، آنگاه نشستها ى و بىآنکه خود را گناهکار بدانى یا جنایات خود را بزرگ بشمارى، با خود ندا سر مىدهى که ایکاش پدران من حضور داشتند و از سر شادمانى و سرور فریاد برمىآوردند و مىگفتند: "اى یزید! دست مریزاد" ؟ این جمله جسارت آمیز را مىگویى، در حالى که بى شرمانه چوب دستى بر دندانهاى مبارک اباعبدالله، سید جوانان بهشت مىکوبى! چگونه چنین یاوه سرایى نکنى؟ تویى که زخم هاى گذشته را شکافتى و ریشه ما را با ریختن خون فرزندان محمد (ص) و ستارگان روى زمین از آل عبدالمطلب بریدى و اکنون پدران خود (نسل شرک و بتپرستى) را ندا مىدهى و گمان دارى که با آنان سخن مىگویى . به زودى خودت به جمع آنان ملحق مى گردى و در آن جایگاه، عذابى ابدى است که آرزو مىکنى ایکاش دستهایم شل و زبانم لال مى گشت و هرگز چنین یاوههایى را به زبان نمىآوردم و هرگز چنین کارهاى ناشایستى را انجام نمىدادم . پروردگارا! حق ما را از دشمنان ما بگیر و از آنان که بر ما ظلم کردند انتقام بکش و آتش قهر و غضبت را بر کسانى که خون ما و حامیان ما را ریختند، فرو فرست . قسم به خدا که اى یزید! بدان با این جنایت هولناک پوستخود را شکافتى و گوشتخود را پاره کردى . به همین زودى است که در عرصه محشر به محضر رسولالله (ص) وارد شوى، در حالىکه بار گرانى از مسؤولیت ریختن خون فرزندان او و هتک حرمت خاندان و پارههاى تن او را بر گردن گرفته اى . آن روز، همان روزى است که خداوند تمامى آنان را جمع مىنماید و پریشانى و پراکندگى آنان را سامان مىبخشد و حقشان را مىستاند . " گمان مبر آنان که در راه خدا کشته شدهاند، مردگاناند؛ بلکه آنان زندهاند و نزد پروردگار خود، روزى مىخورند " اى یزید! تو را همین بس که داور و حاکم تو خداوند باشد و خصم تو پیامبر، و جبرئیل پشتیبان او . به زودى آنکه سلطنت را براى تو آراست و بر این جایگاه نشاند و تو را بر گرده مسلمانان سوار کرد خواهد یافت که ستمگران را چه عقوبت و جایگاه بدى است و کدام یک از شما جایگاه بدترى دارید و سپاهش ناتوانتر . اى زاده معاویه! اگر چه شداید و پیشامدها و فشار روزگار مرا در شرایطى قرار داد که مجبور شدم با تو حرف بزنم، اما تو را کوچکتر از آن مقام ظاهرى ات مىبینم و تو را بسیار توبیخ و سرزنش مىکنم . چگونه سرزنش نکنم با اینکه چشمها در فراق دوستان، گریان، و دلها در فراق عزیزان، سوزان است . آه! چه شگفت انگیز است که مردان بزرگ حزب خدا به دست حزب شیطان، آن بردگان آزاد شده کشته شوند! همین دستهاى شماست که به خون ما خاندان (پیامبر) آغشته شده است و دهانتان از گوشت ما پر گردیده است . مگر نه اینکه آن بدنهاى پاک و پاکیزه روى زمین افتاده و گرگهاى بیابان بدنهاى آنها را حلقه زدهاند و کفتارها آنها را در خاک مىغلطانند . اى پسر سفیان! اگر چه تو امروز کشتار و اسارت ما را غنیمت شمردهاى و به آن مىبالى، اما طولى نمىکشد که مجبور مىگردى غرامت و تاوان آن را پس بدهى، و آن روزى است که آنچه از پیش فرستادهاى خواهى یافت "و خداوند هرگز به بندگان خود ستم نمىورزد". ما از بیدادگرى هاى تو، به پیشگاه او شکایت مىبریم و او تنها پناهگاه و امید ماست . پس هر مکرى که مىتوانى بساز و هر تلاشى که مىتوانى انجام بده؛ ولى بدان به خدا سوگند! هرگز توان آن را ندارى که ذکر خیر ما را از یادها ببرى و قدرت آن را ندارى که وحى ما را نابود سازى و دورهى ما را به پایان رسانى و نمىتوانى ننگ و عار اعمالت را از دامن خود بزدایى . اى یزید! بدان که عقلت ضعیف و ایام حکومتت اندک و اجتماعت رو به پراکندگى و پریشانى است . روزى خواهد رسید که منادى ندا خواهد کرد: آگاه باشید که لعنت خدا بر ستمکاران باد . پس حمد و سپاس از آن خداى جهانیان است که اول کار ما را خوشبختى و مغفرت و پایان آن را شهادت و رحمت قرار داد . از خدا مىخواهم که ثواب و رحمت خویش را بر شهیدان ما کامل کند و بر پاداششان بیفزاید و ما را جانشینان و بازماندگان شایسته آنان قرار دهد که او با محبت و مهربان است و او براى ما کافى است و هم او بهترین پشتیبان ماست . |

آن زمان که بنهادم سر به پای آزادی
دست خود ز جان شستم از برای آزادی
فرخی یزدی
مصدق زنده است. مصدق جاودانه است. مصدق زنده است در وجود همه مبازان ضد استبدادی و ضد استعماری مصدق همه جا هست. آن کس که دموکراسی و آزادی را می طلبد. آن کس که تنها تعیين کننده سرنوشت انسانها را اراده ملت می شناسد ، مصدق را در وجود خود دارد و تا برکنده شدن ریشههای اسارت و وابستگی ، تا بر قراری استقلال و دموکراسی ، تا دفع استبداد و تحقق آزادی همه جا خواهد بود.
مصدق اهل سیاست باز وآشکار بود. سیاست سرنوشت همگان است و مرد سیاست باید همگان را از همه چیز آگاه بدارد و در زندگی سیاسی مصدق هیچ چیز پنهان نبود.
نمونهای از رابطه میان استقلال و دموکراسی در اندیشه و مبارزه مصدق در مبارزه علیه « کمیسیون سه جانبه » متفقین برای تجدید نظردر سازمان کشوری ایران بهنگام برقراری مجلس چهاردهم به نقل از سخنرانی مصدق در جلسه ٢٢ تیرماه ١٣٢٩ مجلس شورا چنین است.
"... آمدیم در این کمیسیون ( امور خارجه مجلس)... حالا در روزنامههای تهران نوشتهاند که کمیسیون سه جانبی (آمریکا ، انگلستان و شوروی) پیشنهاداتی به دولت (حکیمی) داده ، پیشنهاد چیست؟ کمیسیون سه جانبی کیست؟ این حرفها چیست؟ بیخبر وهمه متوجه این هستند که بفهمند این قضیه چیست؟ از کجا آمده؟ من در کمیسیون به آقای وزیر امور خارجه گفتم که این کمیسیون سه جانبی چه پیشنهادی کرده ، گفتند که خیر، پیشنهادی نکرده ، یک کاغذی بدون امضاء داده... یک عده از نمایندگان جراید پشت در بودند... آنها همه منتظر بودند که بنده از کمیسیون بروم ، از بنده توضیح بخواهند... من از کمیسیون خارج شدم وپرسیدند ، همین مطالب را گفتم و اینها هم رفتند و در روزنامهها آنچه را که بنده گفتم به همین تقریر نوشتند...
بدون شک این یا از نقشه های آقای ضرغامی است حتما برای ریاست جمهوری بعدی و یا از تحولات مدرنیته و آزادی بیان به شیوه خودشان
به هر رو عجیب نیست
اما در چند برنامه اخیر دو تای آنها توجهم را جلب کرد :
۱-اینکه آقای شریعتمداری از دانش بی بدیلش در فلسفه مارکسیسم سخن گفت و اظهار داشت که احسان طبری را از بیراهه نجات داده است و مهمتر اینکه یاد آور شد و تاسف هم البته خورد که در نامه اعمالش در پیشگاه خدا ثواب بازجویی در اوین و سایر هتلها را نداشته است و
۲-اینکه آقای ناطق نوری در مصاحبه خود با فرزاد خوشگله چندین بار از قلدری اش در جریان آمدن امام به ایران سخن گفت و تاکید کرد که بارها مردم را با سنگ آجر و مشت و لگد دور کرده است
همین دو دلیل کافیست که آزادی بیان و دموکراسی از همان سالهای اول انقلاب در ایران مستقر شده باشد
دوستان لطفا منتظر ادله دیگری نباشند.
لطفا بعد از نظر دادن به این پست به پست پایین هم نظر بدهید با تشکر
|
عجیب است در کمال بی شرمی عده ای که خوب می شناسمشان طرح من را دزدیده اند و به شدت از این اتفاق رنجیده ام اخبار مربوط به آن در خبر گزاری ها و فردا در تعدادی از روزنامه ها و همین طور شنبه و یکشنبه در همشهری و در اعتماد در قالب یک یاد داشت منتشر می شود. یکی دو خبر را به نقل از فارس و مهر می خوانید: متن خبر منتشر شده در فارس:
متن خبر منتشر شده توسط خبر گزاری مهر اعتراض یک سینماگر به عنوان جشنواره فیلم ایدز | ||||||
|
نخستین دوره جشنواره فیلم ایدز سال گذشته برگزار شد | ||||||
|
نخستین دوره جشنواره فیلم ایدز سال گذشته برگزار شده و آنچه امسال به عنوان "نخستین جشنواره سالانه آثار سینمایی، تلویزیونی و فیلمنامههای ایدز" برگزار میشود، در واقع دومین دوره آن است. | ||||||
|
به گزارش خبرنگار مهر، مسعود رفیعی طالقانی با ارسال متنی به خبرگزاری مهر ضمن اعتراض به استفاده از عنوان "نخستین" در جشنواره فیلم ایدز، نارضایتی خود را از اقدام برگزارکنندگان این جشنواره ابراز کرد. برگزار شد، بر اساس ساخت فیلمی به نام "چهار حرف دیگر" و طرح مشترک اینجانب و شراره نجف لو و محمدعلی چنگیزپور بود. تمامی شواهد و مدارک در این زمینه موجود است. فقط خدا می داند که برای برگزاری این جشنواره چه زحماتی کشیدم ... آیا متولیان فرهنگی کشور اجرای پایانی من در مراسم اختتامیه جشنواره را در حضور معاون سینمایی وزیر ارشاد، دبیر جشنواره و رئیس UNAids ایران فراموش کرده اند؟ آیا نمایندگان سایر ارگان ها و نهادها و مردم حاضردر مراسم این جشنواره را از یاد برده اند؟" یک فیلمساز و روزنامه نگارو طراح اصلی جشنواره فیلم ایدز و کسی که دغدغه های بسیاری در این خصوص دارد، از اینکه اظهار کنم در کشور ما چنین سرقت فرهنگی به راحتی انجام می شود و همه از آن استقبال می کنند یا طراحان اصلی آن را به فراموشی می سپرند، واقعا شرمنده ام. من از محمدعلی چنگیزپور و دکتر شهرام رفیعی فر برای سوء استفاده از طرح بنده بدون دادن کوچکترین اطلاعی به من شکایت دارم." سینمایی تلویزیونی ایدز از اول تا چهارم آذرماه در فرهنگسرای قانون و تالار اندیشه دانشگاه تهران برگزار شد. این جشنواره با حضور محمدعلی چنگیزپور به عنوان مدیر اجرایی برپا گردید و مرکز حمایت از هنر سینما، معاونت سینمایی وزارت ارشاد، خانه سینما و معاونت سلامت وزارت بهداشت و درمان آموزش پزشکی در برگزاری آن مشارکت کردند.
| ||||||
در زندگی زخمهایی هست که مثل خوره آهسته آهسته روح را در انزوا می خورد و می تراشد
و شاید تمام زندگی این زخمهاست
هر چندزندگی از آن زندگان است نه ما که قرنهاست از خوی استبداد مردگانیم
به مناسبت سالروز تولد آدمی که نمی خواست متولد شود
فحش می دهم به تمام زندگی که عجب چرک است و بی فرجام
خسته نباشی زنده مانده نباشی زنده
آدمک رنج می برد از سرنوشت محتوم نا پندار
خسته نباشی آدمک از این همه اختیار
و صدای پای تو هنوز به گوش می رسد که رنجیده زمین
را زیر پا له میکردی
سلام صادق
بی تو طی میکنیم هنوز را