بله میدان هفت تیر بوی تعفن می دهد بوی نفی حقوق بشر بوی نفی آزادی های مدنی
و بوی نفی انسانیت
روز گذشته باز هم چماق داران نیروی به اصطلاح انتظامی دست خشونت به روی ناموس این خاک گشودند و چماق جهل را بر فرق آزادی کوفتند وای بر ما که ایرانی هستیم وای بر ما که فرزندان کورشیم و وای بر ما که منشور حقوق بشر را خود نگاشته ایم

دهانت را می بویند مبادا گفته باشی دوستت دارم
دلت را می پویند مبادا شعله ای در آن نهان باشد
روزگار غریبی است نازنین روزگار غریبیست نازنین
در تمام مدتی که در رسانه های گوناگون چه با زبان سینما چه از طریق روزنامه و چه از طرق دیگر فعالیت داشته ام و به انحا مختلف سخن گفته ام دوستان بسیاری آمده و به گونه تذکر اشاره داشته اند که فلانی قبری که بالای سرش گریه می کنی مرده ندارد و یا این امامزاده شفا نمی دهد و هزار نکته دیگر از این دست ...به هر روی آنچه که از این سخنان بر می آید نشانگر این نکته است که هر کدام از دوستان دچار شرایط انفعالی خاصی شده و احساس سرما و یاس عمیقی در وجودشان به وجود آمده است.بگذریم که البته حق هم همین است و این سرما و یاس وجود همه را فرا گرفته اما آنچه که ما ایرانیان از آن به عنوان یاس یاد می کنیم چیزی نیست به جز رندی تاریخی ما
یعنی آن رندی که ما را مصمم می گرداند خود را به فراموشی بزنیم و از اصلاح و تلاش برای استقرار آزادی و دموکراسی گریزان باشیم و این آرمان را با کلماتی نظیر فضای انفعال و .. . به دست فراموشی بسپاریم بله ما می خواهیم دیگران هزینه بدهند و ما استفاده کنیم
بدیهی است که چنین نمی شود وقتی فکر می کنم هزاران بلکه میلیونها فعال حقوق بشر و سیاسی در ایران زندگی می کنند اما سخن از انفعال می گویند درست به یاد تاریخ رندی گری در ایران می افتم و تازه میفهمم تاریخ ما پر بوده از این آدمها که گفته اند
دیگران کاشتند و ما خوردیم ما چه کاریم و اساسا به ما چه ربط
به بهانه اعتصابات اخیردر ایران
جنبشی از جنس نا رضایی و فهم
ذکر چند نکته پیش از آنکه به اصل مطلب بپردازم حائز اهمیت است:
۱- اول آنکه دوستان نازنینم در قزوین به مناسبت روز جهانی ارتباطات جلسه ای با حضور مریم شبانی و مسیح علی نژاد ترتیب داده اند و قرار است گپ و گفتی انجام شود و امید که نتیجه ای حاصل آید
۲ـ دوم آنکه حاصل گفت وگوی خودم با دکتر ناصر زر افشان این فکر را در سرم به وجود آورد که مطالبی از آن بحث را به صورت چکیده در وبلاگ باز گو کنم
آنچه که مدتی پیش تاثیر عمیقا نگران کننده ای در وجودم گذاشت پاپوشی بود که برای اکبر گنجی در رسانه ملی دوختند تا بار دیگر این رسانه نه تنها در چارچوب اطلاع رسانی واقعی حرکت نکند بلکه باز هم به مردم ایران خیانت کند و خاطره هویت و چراغ بار دیگر زنده شود
پاپوش از این قرار بود که اکبر گنجی علی افشاری و محسن سازگارا و بقیه دوستانشان در آمریکا با کمک بیگانگان خیال خام بر اندازی در سر می پرورانند
این خبر را اخبار سخیف ۲۰۳۰ به سمع و نظر مردم میرساند و مشخص بود که می خواهد بگوید
ای مردم دیدید که اینها به زیر یوغ بیگانه ها رفتند و آب و خاک خود را فروختند!
و ما به جز خود خوری کاری نکردیم
این مثال ساده ای بود تا متوجه شویم قاعده بازی تنها در داخل شکل میگیرد و هر که به خارج هدایت شود عملا از بازی به در شده است و این رسم آقایان است
آنچنانکه هاشم آغا جری به شخص خودم گفت که در فرودگاه به او گفته بودند یا برو و دیگر بر نگرد
و یا اصلا حق نداری بروی!
بله دوستان عزیز به چند دلیل ضرورتهای پیدایش یک جنبش تماما داخلی احساس می شود:
۱-تبلیغات سوء ضد بشری و تخریب گر عوامل نظام که از نا آگاهی های مردم استفاده و در جهت تخریب مخالفین به کار میگیرند
۲-دوم اینکه جنبشها به مثابه عملیات گذار باید در داخل شکل بگیرند تا راهبرد عملیاتی بیابند
۳- دیگر اینکه هر جنبشی باید سبقه تاریخی و جامعه شناسی ایرانیان را در نظر بگیرد و لحاظ کردن این سبقه بدون آنکه هسته اصلی اش داخل کشور باشد محال و غیر ممکن است
پس دو عامل باید جنبشهای ما را حمایت ساختاری کند که یکی از آنها به طور عمومی وجود دارد:
۱- نارضایی * که در کشور ما بیداد میکند
۲- فهم * که لازمه ساماندهی طریقه وصول مطالبات است که متاسفانه در بیسیاری از اتفاقات لحاظ نمی شود
تا این جای بحث تقدیم به مهدیه و حمید دوستان بسیار عزیزم به خاطر تلاش بی وقفه شان
بهرام رادان میهمان این شب برنامه بود و خیل عظیم علاقمندان و سینه چاکان درگاهش سر از جیب مراقبت بیرون آورده و به رسم شبهای قبل از دریای معلوماتش سیراب می شدند و اس ام اس ها میزدندو نظر دهی ها می نمودند گویا که در مهد دموکراسی زیست میکنند هماره
آری رضا رشید پور هم لذتها میبرد و احساس میکرد چون طاووسی می خرامد و بند صبر از وجود همگان گسسته و دوشیزگان عاشق را دیوانه تر می گرداند
![]()
به هر روی با دیدن این برنامه ذکر چند نکته را لازم دیدم :
۱- اول اینکه نهضت فرزاد حسنی در مجری گری همچنان ادامه دارد
۲-اینکه فردین هنوز زنده است
۳-پوپولیسم به سینما کشیده می شود
۴-روشنفکران در لباسهای مبدل بازیگری ظاهر می شوند
۵-چقدر بی مزه..............
۶- بهرام رادان پیرو کدام مکتب است که زود به روشنگری رسیده
۷- پلیس بد حجابها را هنوز خوب جمع نکرده است![]()
۸- پسران زیبا روی رییس جمهور می شوند اگر مثل رادان حرف بزنند و جذاب باشند!
دیگر خسته شدم .......................
در توضیح باید بگویم پس از درج این مطلب دوستانی که حوصله نهادن کامنت نداشتند از طریق تلفن و ... ارتباطی حاصل کرده و باد فحش را نثارم کردند و تازه فهمیدم رادان که البته هنرمند است و قابل احترام اما در آن شب قدری تند روی کرد چقدر عاشق سینه چاک دارد
حالا فرق رادانها با بیوک میرزایی ها را می فهمم!
ضمنا در تکمیل بحث من ذکر دو نکته قابل تامل است که نخستینش در سمت دیدگاه شخص من است و دیگری دقیقا بالعکس و سخیفانه که می خوانید:
۱- یادداشت صفحه آخر شرق شماره اول پس از توقیف
۲- در قسمت ادامه مطلب بخوانید که رجانیوزی ها چه سخیفانه و متحجرانه نوشته اند
نماز گزاردم و قتل عام شدم که
قرمطی ام دانستند
نماز گزاردم و قتل عام شدم که
رافضی ام دانستند

آنگاه قرار نهادند که ما و برادرانمان
یکدیگر را بکشیم واین
کوتاهترین طریق
وصول به بهشت
بود
دوستان گمان می کنند با حرص خوردن و ناراحتی راه به جای می برند که البته و صد البته سخت در اشتباهند
و اما بخوانید از حکایات جالب و خواندنی:
هزینه هنگفت رفتار دولت بر دوش مردم:آقای صفایی فراهانی که جزو کار شناسان اقتصادی و مدیریتی والبته ورزشی دولت گذشته محسوب می شد با نطق کوبنده ای هزینه هنگفت رفتار دولت را بر دوش مردم توصیف کرده و از این رفتار ها انتقاد کرده اند
مردم دوستان اگر دستشان بسته نبود!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
آقای خوش چهره رفیق قبل از اینه پرزیدنت احمدی نژاد در سخنانی از آقا ولی شجاع پوریان که در شجاعت بی نظیر است حمایت کرده و از دولت رفیق شفیقش انتقاد بنموده است
احمدی نژاد :بابا بی مرام!
خوش چهره :ولم کن آقا دوره دوره آب کشیدن جای نماز در محضر مردم سلحشور است![]()
سارکوزی کاندیدای اول ریاست جمهوری فرانسه در نطقی تهران را تهدید کرده که در صورت انتخاب شدن مواضع سختی علیه تهران خواهد گرفت و نخواهد گذاشت علیه جامعه جهانی سر پیچی و نا فرمانی کند
احمدی نژاد:برو بابا تو که از گسلهای فعال تهران بدتر نیستی!!!!!!!!!!!!
و در آخرین رویداد لاریجانی و سولانا در گفتگوی ترکیه اعلام نتیجه و صدور بیانیه مشترک را به زمان دیگری موکول کردند تا در سوییس درباره پرونده ایران سخن بگویند:
سولانا:علی آقا ما دیگه به خدا خسته شدیم!
لاریجانی:خاویر جان از سفر و عشق وحال بدت میاد میگم جک استراو بیادا
چه بگوید که ثمری حاصل آید و تنها زمزمه ای می ماند که می خوانید:
بردگان عالی جاه را دیده ام در کاخهای بلند
که غلاده های زرین بر گردن داشته اند
و آزاده مردم را
که سرود گویان به مقتل می رفته اند
گفتارهایی در خصوص جنبشهای اجتماعی را در حال تدوین دارم که به زودی در معرض هم اندیشی قرارشان خواهم داد.
نطق تلخ پیش از دستور
پس از گذشت نزدیک به دو سال از عمر دولت احمدی نژاد و علیرغم تذکرات و هشدارهای تمامی کارشناسان درون حاکمیت و اپوزوسیون داخلی و خارجی وتمام ترسها و نگرانی ها بالاخره امروز
چهارم اردیبشت ۸۶ ولی الله شجاع پوریان نماینده بهبهان لب به سخن و اعتراض گشود و در نطق پیش از دستور امروز مجلس با احمدی نژاد این معجزه هزاره سوم اتمام حجت کرد تا دولت نهم باور کند که جایگاه درون حاکمیتی هم ندارد.
اعتراض شجاع پوریان چنان کوبنده و تند بود که او در حالیکه از کشور در نقطه بدون بر گشت یاد میکرد از آن به عنوان عاملی برای به هم زدن نظم جهانی نیز نام برد.
شجاع پوریان به دفاع از عملکرد دولت خاتمی پرداخت و گفت اگر اتفاقاتی که امروز در کشور افتاده در دوره اصلاحات می افتاد تا امروز حتما او و دولتمردانش را به مجلس می کشاندند.
در شرایطی که همه چیز در ایران رو به وخامت می گذارد تازه آقایان دارند بحثی را دنبال می کنند که آقای معجزه می گفت گمان نمی کند مشکل کشور ما باشد .
بله ما از ابتدایی ترین حق خود نیز برخوردار نیستیم.
مشروح سخنان او را در لینکهای روزانه بخوانید.

وقتی به خواب می روی دیگر هیچ کس نباش
خلاقیت مستلزم حال وهوایی است و آنگاه پدید می آید که هیچ فکری نکنی
اساسا فکر کردن آدم را خراب میکند اما رویا چیز دیگری است
بزرگترین مامن بهترین آشیانه
و تو خلاقترین آدمی هنگامی که چند لحظه در رویای خود غوطه ور شوی
پایین پایت را نگاه کن
باغ سوخته ات را ببین که چه ریشه های زنده ای دارد
اینها قسمتهایی از حرفهایی بود که بزرگترین استاد نقاشی ایران وقتی که در اوج دلتنگی به او تماس گرفتم به من گفت و فهمیدم چقدر انرژی داشته ام و نمی دانستم
تا حالا فکر کرده اید که کدام موسیقی می تواند تنها صدای شما را بنوازد؟
در این باره باز هم خواهم گفت.................................................
نامه ای که اعلمی برای سئوال از او امضا کرده و دنبال امضا از دیگران است.
ثابت ماندن نرخ سود بانکی در سال جاری که کم از بحث عدم تغییر ساعت نیست.
مذاکره وزرای خارجه اتحادیه اروپا برای از سر گیری مذاکرات در خصوص ایران .
و تذکر ژنرال مشرف به ایران که باید بیشتر مراقب باشد و در بحث هسته ای خیلی تند نرود
این بود که در فارس گفت:
مردم از شنیدن نام دموکراسی تهوع می گیرند
هر چند او به گمان خود علیرغم هجمه به استکبار به منتقدان دموکراسی طلبش هم طعنه می زند اما
این مهم را فراموش کرده است که همانطور که با حرفهای غیر کارشناسی به ریاست جمهوری رسید نمی تواند با این قبیل رد گم کنی ها پاسخگوی مطالبات مردم شود.
ضمنا در بحث مبارزه با بد حجابی معلوم است چه افتضاحی بالا خواهد آمد