بيراه نيست اگر بگوييم مردان دولت نهم بي هيچ پروايي آنچه را اختيارات قانوني مي خواندند بدون در نظر گرفتن برخي صلاحديدها به اجرا نهادند و تا امروز با اعتماد به نفس قابل توجهي اقدامات خود را عملي ساخته اند.
از برکناري بسياري از مديران سرشناس دولت اصلاحات که در مناصب استانداري و فرمانداري و نيز در لايه هاي مياني خوش درخشيده بودند تا برکناري مديران عامل بانکها و روساي دانشگاه ها. اين اقدامات دولت نهم هر چند با توجيه پيروي از اسلاف اين دولت صورت گرفت و سعي داشت باور اقدامات انقلابي را با کنار گذاشتن مديران نه چندان انقلابي تشديد کند اما از همان ابتدا در سايه انتقاداتي دلسوزانه قرار گرفت که اين انتقادات به ناگاه با زدن برچسب اعتراضات خصمانه نفي شدند.
ماجراي دانشگاه ها اما چيز ديگري است . دانشگاه هايي که به نقل از بسياري مقاما ت مهمترين نهاد رشد و پيشرفت کشور خوانده مي شوند اما در دوران دولت نهم در انزوايي نه چندان قابل تصور به سر مي برند. از ستاره زدن به دانشجويان معترض ، که بودند هر چند که گفته مي شد نبودند گرفته ، تا موج بازداشتها و احکام انظباطي . از اعتراضات گفته و ناشنيده انگاشته تا شنيده هايي نادرست پنداشته.
همه و همه در دوران دولت مهرورزي اتفاق افتادند تا دانشجويان در عمق بي عملي سياسي فر روند و حتي در زماني که به برخي سياستهاي دولت منتقد بودند نتوانند سخن بگويند و با چوب دانشجو نما رانده شوند و حتي آنقدر از بيمنزلتي به عذاب افتند که در مراسم معارفه سرپرست جديد دانشگاهشان حضور نيابند و در اين باره اظهار بي تفاوتي کنند.
شخص رييس دولت نيز هر چند با تکرار اين جمله که يک معلم دانشگاه است و قصد دارد پس از پايان دوران مسئوليت اجرايي به دانشگاه بازگردد اما تاکنون بارها بر دانشگاه آزاد شوريده است و قصد دارد تا آن را نيز به جمع مجموعه هاي تحت امر خود در آورد.
به راستي اين دانشجو بدين سان بايد مورد بي مهري قرار گيرد؟ اگر قرار بود که دانشجو تنها سر بر جيب مراقبت فرو اندازد و تاثيري بر سرنوشت خويش نگذارد چه لزومي بود که او را آينده ساز و مورد احترام بخوانيم؟
اما به نظر مي رسد واقعيت چيز ديگري است . وزير علوم در همايشي در خارج از کشور مي گويد که بايد تمام مناسبات آموزشي دنيا بر پايه شعار همبستگي براي صلح پيش رود اما در همين حال در داخل کشور دانشجو مورد بي مهري شديد واقع مي شود .
شکي نيست که سياستهاي دولت عدالت محور بر نزديکي به حاميانش مي چرخد و منتقد در اين ميان مي بايد که منزوي شود.
قصه اندوهبار دانشگاهها بار ديگر با واقعه روز گذشته دانشگاه شهيد بهشتي زنده مي شود تا بدين باور همچنان مصمم باشيم که وقتي دولتمردان عوض مي شود سرنوشت ها در پايه اي ترين حدود تغيير مي کنند.روز گذشته در خبرها آمده بود که تمامي معاونان دانشگاه شهيد بهشتي نيز در اعتراض به تغيير رييس اين دانشگاه استعفا کرده اند که استعفاي همگي آنان مورد پذيرش واقع شده است. از اين رو مي توان حدس زد که اعتراض دانشجو و معاون و رييس پيشين در اقدامات قانوني خللي نمي افکند!
