مدتها قبل از اينکه محمود احمدي نژاد در کسوت نماينده اي از طيف اصولگرايان بر کرسي رياست دولت نهم تکيه زند ،ماهنامه زمانه گفت و گويي با وي را منتشر کرد که اين تيتر را برايش برگزيده بود: "مصاحبه اي خواندني با دکتر احمدي نژاد پيرامون ماهيت و آسيب شناسي جنبش دانشجويي".در آن هنگام احمدي نژاد صاحب اتاقي دردانشکده عمران دانشگاه علم و صنعت بود که خبرنگار نشريه مذکورآن را اينگونه توصيف کرد: "اتاق جالبي داشت. كوچك و دنج. ميز كارش پر از پوشهها و پاياننامهها بود و روي ديوار عكسها و نوشتههاي معنيدار، مثل جملهاي كه روي تخته سفيد نوشته شده بود "الملك يبقي معالكفر و لايبقي معالظلم."!!". در اين مصاحبه بود که محمود احمدي نژاد رييس فعلي دولت اصولگرا نظريات خود درباره جنبش دانشجويي را از منظر يک مدرس دانشگاه و فعال دانشجويي سابق بيان کرد و شايد به همين سبب است که همواره در بسياري از سخنانش در دوران رياست جمهوري به معلم بودن خود افتخار مي کند.وي در آن روزهاکه 45 ساله و عضو هيات علمي و استاديار دانشگاه علم و صنعت و مشاور فرهنگي - اجتماعي وزيرعلوم بوده است ديدگاههاي خود درباره جنبش دانشجويي را اينگونه بيان کرده است:
"متاسفانه جريان التقاط در كشور ما همچنان ادامه دارد كه يكي از پشتيبانان و پايگاههاي نگرش ابزاري به فضاي دانشجويي است. آنها حركت دانشجويي را زماني مفيد مي بينند كه در نقطه مقابل نظام تعريف بشود. بنابراين دستور كاري كه به حركت دانشجويي ميدهند، مقابله با كليت نظام است.آن نگرش ابزاري و رويكرد ابزاري به حركت دانشجويي اصرار دارد كه حركت دانشجويي را در نقطه مقابل نظام حفظ كند. اين يك چيزي به ارث مانده از گروههاي ماركسيست و التقاطي است. امروز آموزش عالي وابسته به يك حزب و گروه است، همة امكانات را هم بسيج كرده كه منافع آن حزب را تامين كند، ممكن است فردا يك حزب ديگري بيايد. خب حركت دانشجويي بايد تاثيرپذيري خودش را از اين تحميلات به حداقل برساند.

این کاریکاتور را نیک آهنگ کوثر تصویر کرده است .در روزی که دانشجویان همه - که البته نه همه-فریاد آزادی خواهی و احقاق حقوقشان را سر داده اند.این در حالی است که تجمع امروز دانشگاه تهران با دستگیری گسترده همراه بوده هر چندکه خبرگزاری های دولتی از بی تفاوتی پلیس خبر داده اند. به گمان من نیک آهنگ کوثر نیک تصویر کرده است آنچه آقایان از دانشجو می خواهند را
نکته دیگر اینکه در این هنگام که کیهان نشینان در کوس خود می دمند و اجلاس دوحه را دهن کجی بزرگ به آناپولیس می خوانند احمدی نژاد از سفری باز گشته که هیچ دستاوردی نه برای خود و نه برای اعراب به همراه داشته . او تنها به زیر پرچم بزرگی نشست که روی آن نوشته بود :
شورای همکاری های خلیج عربی
این عایدی ما از اجلاس دوحه و آن خواست حاکمیت از ما

وزیر آموزش و پرورش هم استعفا کرد؛
نماز ظهر دیروز در ساختمان مرکزی وزارت آموزش و پرورش بوی خداحافظی فرشیدی با معاونان و سایر همکارانش را می دادهرچند که آقای وزیر به صراحت از استعفا سخن نگفت اما در مجال آخر کوشید تا از آنچه خدمات خالصانه همکارانش می خواند قدردانی کند. فرشيدي به طور صريح به ماجراي استعفاي خود اشاره نكرد و اين موضوع را صريحاً نپذيرفت اما نوع سخنراني وي بگونهاي بود كه خبر از رفتنش از اين وزارتخانه را ميداد.وی همچون سایر همکاران مستعفی اش در استعفانامه خود نگاشته است در جهت تحقق اهداف دولت نهم براي سرعت بخشيدن به حل مشكلات آموزش و پرورش و فرهنگيان، استعفاي خود را تقديم ميدارم.خبراستعفای محمود فرشیدی در حالی روز گذشته در صدر اخبار رسانه های مختلف نشست که وی در اردیبهشت ماه گذشته از کمند استیضاح مجلسیان به در آمده بود و همان روزها بود که حمایت شخص احمدی نژاد را با خود داشت. اودر هنگام استیضاح بايد به اين سوالات پاسخ ميداد كه چرا مدارس فرسوده، به سرعت مقاومسازي نشدهاند؟
معيشت فرهنگيان، افزايش آمار مردودي دانشآموزان ـ 372 هزار و 294 نفر فقط در مقطع متوسطه ـ از ديگر مواردي بود كه فرشيدي به خاطر آنها مورد سوال قرار گرفته بود. در همان هنگام بود که او به نمايندگان گفت كه تفكر درباره آينده و اقتصاد آموزش و پرورش احتياج به برنامه، منابع، ثبات و آرامش دارد. فرشيدي معتقد بود كه مشكل منابع و اعتبارات آموزش و پرورش اختصاص به دوره مديريت وي ندارد و بسياري از سوالهايي كه از وزراي آموزش و پرورش تحت عنوان استيضاح مطرح شده، شبيه هم بوده است. فرشيدي ميگفت: هر مدرسه، يك وزارتخانه است و اين در حاليست كه هنوز نگاه به آموزش و پرورش يك نگاه مصرفي بوده و اقتصاد آموزش و پرورش دچار كاستيهايي شده است. وزير مستعفي آموزش و پرورش هنگام استيضاح خود از دو هزار و 225 ميليارد تومان مطالبه باقيمانده از سال 74 فرهنگيان و پرداخت آن در دوره مديريت خود خبر داده بود و از آن به عنوان يك موفقيت ياد كرده بود. وي در دفاعيات خود، سال 85 را سال كمترين شكايات از آموزش و پرورش در بخش ثبتنام خوانده و همچنين برنامهها و كتابهاي درسي را شاهد تحول عظيم و مستند اين تحول را تلاش براي تدوين برنامه درسي ملي به عنوان نقشه كلان اهداف و مواد آموزشي دانسته بود. او فضاي آموزش و پرورش را خالي از مولفههاي سياسي توصيف ميكرد! وي در پاسخ به كساني كه احمدينژاد را موافق استيضاح دانسته بودندنیز، گفت كه ما با هم دوست هستيم، اين حرف درست نيست و ما همه حرفهاي خود را صريح ميزنيم.
بدین سبب بود شاید، که هاشمی ثمره مشاور ارشد احمدی نژاد در جلسه ای خصوصی بی پیرایه و دوستانه با او سخن گفت که باید وزارت را به دیگری واگذار کند.فرشیدی اما در هنگام نماز ظهردیروز، گویا نمی دانست با چه زبانی سخن بگوید و سخنانش آیا شائبه استعفا را پدید می آورد و یا آن را به یقین می رساند؟ درهمین حال خبرگزاری فارس روز گذشته با اخبار مختلفی درصد یقین را در پذیرفتن استعفای فرشیدی افزایش می داد تا با خبر دیدار و خداحافظی فرشیدی با معاونانش که از قول یک منبع آگاه در وزارت آموزش و پرورش نقل شده بود آن را تکمیل کند. این خبر گزاری از قول يك منبع آگاه در وزارت آموزش و پرورش ،نوشت: وزير آموزش و پرورش برنامههاي امروز(دیروز) خود را لغو كرد و تنها با معاونان خود ديدار داشت.
وي اضافه كرد: فرشيدي در اين ديدارها از تلاش معاونان خود قدرداني كرد و اعلام داشته كه علياحمدي، رئيس دانشگاه پيامنور سرپرست وزارت آموزش و پرورش خواهد بود.
اين منبع آگاه از شايعاتي مبني بر استعفاي معاونان وزير آموزش و پرورش خبر داد و گفت: از صبح امروز(دیروز) در وزارت آموزش و پرورش شايعاتي مبني بر استعفاي دسته جمعي معاونان به گوش ميرسيد كه اين خبر از سوي معاونان وزارت آموزش و پرورش تكذيب شد.
همچنین در خبر دیگری از همین خبرگزاری و باز هم از قول یک منبع آگاه دیگر نوشته شده بود: استعفاي فرشيدي از سوي رئيس جمهور پذيرفته شده است.در ادامه این خبر نیز آمده بود: با رئيس دانشگاه پيام نور نيز براي سرپرستي اين وزارتخانه مذاكره شده است. وزير آموزش و پرورش نیز امروز(دیروز) تمام برنامههاي خود را لغو كرده و اين حركت وي نشان دهنده اتفاقي جديد در اين وزارتخانه است. علي احمدي هم، اكنون در حال نگارش برنامه هاي خود درباره آموزش و پرورش مي باشد.
از سوی دیگر مشاور وزير و مديركل روابط عمومي وزارت آموزش و پرورش با تأييد خبر استعفاي وزير آموزش و پرورش گفت: وزير آموزش و پرورش تا زمان انتصاب سرپرست آموزش و پرورش به فعاليت خود ادامه ميدهد. حسين زادهحسين در پاسخ به اين پرسش كه شنيده ميشود وزير آموزش و پرورش با معاونان خود خداحافظي كرده است نیز، گفت: وي استعفا داده است و استعفا تبعاتي دارد.
از همین رو بود که صبح دیروز مراسم افتتاحيه گردهمايي رؤساي مراكز تربيت معلم سراسر كشوربدون حضور فرشیدی برگزار ش دو او بزرگترين دستگاه دولت با بيش از 14 ميليون دانشآموز و يك ميليون و 100 هزار پرسنل را پس از حدود دو سال وزارت ترك كرد.
فرشیدی که در هنگام استیضاح فضاي معنوي لطيف و متعالي آموزش و پرورش قبل از مديريت خود را آشفته شده توصيف كرده و اعلام كرده بود اكنون فضاي مدرسه و معلمي آرام است و همه دلسوزانه كار ميكنند. و نیز تلاش خود را حركت دادن قطار آموزش و پرورش در ريل صحيح ميدانست در حالی به استعفا تن داد که به نظر می رسد قطار او با سایر قطارهای دولت مهرورز به نقطه تقابل رسیده و مجبور به خروج از ریل گردیده بود.
اكنون مهمترين بحثي كه ميتواند بار ديگر مسايل آموزش و پرورش را پررنگتر از گذشته در كانون توجهات قرار دهد، دلايل استعفاي فرشيدي است كه به نظر نميرسد به اين زوديها مطرح شود.
فرشیدی در دوران پس از استیضاح که با حمایت قاطع رییس جمهور همراه بود بارها به مجلس رفت تا به سوالات نمايندگان در مورد مسايل آموزش و پرورش پاسخ دهد .در اين ميان برخي نمايندگان تذكراتي را هم به فرشيدي داده بودند كه از آن جمله، عدم جذب نيروي لازم براي تربيت بدني عليرغم افزايش ساعت ورزش، پيگيري پرداخت بدهيهاي آموزش و پرورش، به كار نگرفتن مديران زن در آموزش و پرورش، تامين كسر بودجه آموزش و پرورش و غيره بود. اما آنچه ميتوان برداشت كرد، آن است كه مشكلات بزرگترين دستگاه دولتي، مربوط به ديروز و امروز نيست و عميقتر از آن است كه بعد زماني خاصي پيدا كند. اقتصاد ضعيف آموزش و پرورش و نگاه مصرفي به آن، از جمله دغدغههايي است كه كارشناسان آموزش و پرورش از آن به عنوان نگراني مهم ياد ميكنند.
همچنين كمبود منابع مالي موجب شده است كه آموزش و پرورش يك سوم حقوق فرهنگيان را در طول سال به آنها بدهكار باشد و تنها بتواند شش درصد بودجه خود را صرف اجراي برنامههاي جديد كند. در همین حال بر اساس آمار سال 80 آموزش و پرورش رتبه چهارم در نسبت سهم ارزش افزوده به سهم مصرف واسطه دستگاهها با ضريب 4/3 را به خود اختصاص داده است. كمبودهاي مالي و ضعف اقتصاد آموزش و پرورش و سهم كم اين وزارتخانه از توليد ناخالص ملي، اگر چه به عنوان دغدغه تكراري آموزش و پرورش همواره مطرح بوده، ولي به اعتقاد برخي كارشناسان آنچه اين وزارتخانه را رنج ميدهد، بيش از كمبود منابع مالي، مديريت آموزش و پرورش بوده است.به گزارش ایسنا، وزير مستعفي آموزش و پرورش چندي پيش در سخناني در همايش اقتصاد آموزش و پرورش از لغو برخي قوانين كه به منظور جبران كمبود منابع مالي و با هدف درآمدافزايي وضع شده بودند، از جمله قانون اختصاص دو درصد عوارض شهرداريها به آموزش و پرورش و احداث يك مدرسه به ازاي هر 200 واحد مسكوني ـ كه 3 تا 4 هزار ميليارد تومان در طول سال براي آموزش و پرورش سرمايه ايجاد ميكند ـ اعتراض كرد. وي خواستار پيشبيني منابع جديد براي آموزش و پرورش، همچون اختصاص 30 تا 40 ميليارد تومان از سهام عدالت برخي كارخانجات به آموزش و پرورش شده بود.
به هر رو استعفای محمود فرشیدی وزیر آموزش و پرورش در حالی که هنوز مدت زیادی از استقرار دو عضو جدید کابینه یعنی علی اکبر محرابیان و غلامحسین نوذری که معاون رییس جمهور استقرار آنها را باعث بسته شدن پرونده تغییر وزرای کابینه حداقل تا یک سال دیگر دانسته بود، نمی گذرد، می تواند شائبه اختلاف میان رییس جمهور و سایر مردان دولت را بیش از پیش قوت بخشد. چرا که محمود فرشیدی هفتمین عضو از کابینه نهم است که پس از ناظمی اردکانی- وزیر تعاون،پرویز کاظمی- وزیر رفاه و تامین اجتماعی، کاظم وزیری هامانه -وزیر نفت ، علیرضا طهماسبی – وزیر صنایع و معادن ،ابراهیم شیبانی- رییس کل بانک مرکزی و فرهاد رهبر- رییس سازمان مدیریت و برنامه ریزی ،از سمت خوداستعفا(بخوانید برکنار)می شود. لازم به ذکر است تمامی اسامی فوق الذکربه دلیل اختلاف نظر با رییس جمهور از سمتهای خود استعفا کرده اند. هر چند که برخی از این استعفاها دایره اختلاف نظراحمدی نژاد با افراد جدید منصوب شده توسط خود را بیشتر کرد تا جایی که احمدی نژاد هرگز تصور نمی کرد رییس جدید بانک مرکزی بیش از هرکس دیگر، فریاد هشدار درباره رشد نقدینگی و تورم را توسط دولت تکرار کند. در چنین شرایطی اوضاع کابینه نهم چندان به سامان نیست. شایعه احتمال استعفای متکی و جهرمی که در چند مدت اخیر بسیار قوت یافته و هر چند درمورد متکی خیلی محتمل نیست اما با انتشار نامه انتقاد آمیز جهرمی به احمدی نژاد ،در مورد وی چندان نیز بعید به نظر نمی رسد، همچنین احتمال استیضاح مصطفی پورمحمدی وزیر کشور واسکندری وزیر کشاورزی، همه و همه حکایت از اوضاع نه چندان با ثبات کابینه نهم دارد.
اما در این شرایط می توان گفت دولت نهم و شخص رییس آن این بار نیز با سخن گفتن از دو موضوع بر شرایط شکننده کابینه سرپوش می گذارند اول آنکه استعفا و یا برکناری حق مدیر و رییس جمهور است و دیگر اینکه دولت در راستای خدمت رسانی گام برمی دارد.این در حالی است که بهتر بود تصمیم گیران دولت نهم در هنگامه انتقادات گسترده از وزیر آموزش و پرورش باقی ماندن وی در کابینه را مورد بررسی بیشتر قرار می دادند.

با اعلام خبر پایان سهمیه بندی بنزین از سال آینده در صورت تجهیز و افزایش تعداد جایگاه های عرضه گاز توسط محمود احمدی نژاد ، به نظر می رسد موج تبلیغات انتخاباتی رییس دولت نهم برای انتخابات ریاست جمهوری دهم وارد فاز جدیدی شده است.
احمدی نژاد که در تمام دوران ریاستش بر دولت نهم همواره از ادبیات پوپولیستی بهره برده و سخنان خود را در قالبی که انقلابی خوانده می شود گنجانده است، این بار می کوشد تا در ورای پنجه در افکندن در پنجه امثال هاشمی راه گریزی برای انتخابات بعدی بیابد.او هر چند با کنار زدن هاشمی به کسوت ریاست جمهوری رسید اما بدون شک نتوانست در همان قالب بماند و در بسیاری موارد مغلوب قدرت اقتدار گرای هاشمی گردید. ذکر این نکته البته فارق از این است که احمدی نژاد هر روز در شمایلی جدید هاشمی را به هماورد می طلبد.
یک روز با طرح موضوع دانشگاه آزاد و روز دیگر با طرح موضوع جاسوس هسته ای .
جالب تر اینجاست که رییس دولت مهرورز، از چنان اعتماد به نفس سرشاری برخوردار است که از پاسخ های کوبنده رقیبان ابایی ندارد و هر گونه پاسخی را یا نادیده می گیرد و یا با لحنی شدید تر پاسخ می دهد و البته از این کار بهره ای به پهنای دلخوشی حامیانش می برد یعنی همانها که همچنان برایش سر و دست می شکنند و از میدان بی آبرویی دانشگاه کلمبیا، کرنایی ساختند که دمیدن در آن تبدیل به پارچه نوشته های مقابل مساجد و تکایا شد و ذکر تشکر و قدردانی از این پیروزی . هر چند که احمدی نژاد از این موضوع نیز بهره ای پوپولیستی برد تا پیش از بازگشتنش از نیویورک نامه هایی در رسانه ها توزیع شود که از مردم خواسته بود برای جلوگیری از اسراف مراسم های نظیر استقبال مردمی تشکیل نشود و به جای آن حضور در مساجد برای به جا آوردن نماز شکر پر رنگ شود.
به هر ور یآقای رییس این بار در کنار درخواست انتشار متن مراودات موسویان با بیگانگان که به زعم خود باعث رسوایی در طیف هاشمی می شود اعلام داشته که قصد دارد تا سهمیه بندی بنزین را از سال آینده یعنی درست در آستانه انتخابات دهم ریاست جمهوری حذف کند . سهمیه بندی بنزین یعنی همان طرحی که جنجال بسیار برانگیخت و دولتیان در دفاع از آن از هیچ کوششی فروگذار نکردند.
چنانچه احمدی نژاد به این کار همت گمارد بار دیگر طیف وسیعی از مردم را با خود همراه می سازد چرا که مردمی را که ما در عرصه های مختلف دیدیم بدون شک سست عقیده تر از آن دیده است که هنوز افکار وی را در ترازوی خردی ناب سنجش کرده باشند. هر چند تورم و افزایش موج گرانی در شرایط کنونی سبب پیدایش اعتراضات خاموش گسترده ای از سوی مردم شده اما بسیاری از آنها هنوز هم معتقدند امثال هاشمی نمی گذارند که احمدی نژاد کار کند.
به هر حال به نظر می رسد احمدی نژاد در ادامه هماورد خود با هاشمی و مجموعه رقبایش در تلاش است تا از فاز جدیدی وارد شود که همانا استفاده از قدرتهایی به غیر از در افتادن درفاز کلام است. چرا که نیک دریافته است که کلامش هیچ گاه نفوذ و قدرت کلام امثال هاشمی و خاتمی را نداشته و حتی در هنگام فریاد هم همگان در داخل از کلامش همچون یک بازی کودکانه برداشت کرده اند، هر چند که غربی ها هنوز هم کلام وی را به منزله سیاستهای ستیزه جویانه جمهوری اسلامی در بوجود آوردن بحران در جهان می پندارند.

همچنین سخنان شاهکار داوود خان احمدی نژاد که رهبر ایران و احمدی نژاد را با خدا و موسی به مقایسه نشسته و همین طور آغاز کنفرانس آناپولیس که ایران را به انزوایی بیش از پیش کشانده است.
همه و همه اخباری است که می توان درباره شان بسیار نوشت اما دیدم دوستان به اخبار بالا توجه ویژه داشته اند پس خبری می آورم از یک رویداد جدید از حیث نوع بیان.
در روزگاری که داوود خان داعیه مهار تهاجم فرهنگی(به قول بهنود،بخوانید آزادی بیان) توسط دولت را دارد محمد تقی رهبر گفته است تالارهای عروسی مراکز فساد است.
این عضو کميسيون فرهنگي مجلس با بيان اينکه يکي از مراکز فساد، تالارهاي عروسي هستند، درباره استقرار نگهبان زن در تالارهاي عروسي و اماکن ورزشي بانوان، گفته است: من از کساني بودم که خيلي پيشتر از اينها با نيروي انتظامي درباره اين مسئله صحبت کردم. ما در اصفهان طبق آمار در 18 تالار اين کار را کرديم. هر چند بسياري از افراد عروسيهايشان را در باغهاي حومه اصفهان ميگرفتند تا در تيررس ما نباشند.
رهبر با اشاره به اينکه نيروي انتظامي و دستگاههاي قضايي بايد بر تالارهاي عروسي و اماکن ورزشي بانوان نظارت داشته باشند، ادامه داده: در برخي از اين عروسيها ارکسترهاي نامناسب، مشروبخواري، قمار و حتي رقص در پشت دربهاي بسته انجام ميدهند که بايد پليس بر اين اماکن نظارت داشته باشد. او افزوده است: بايد بر پارکينگها و باغهاي خصوصي و خارج از شهر نيز نظارت کرد. بايد جامعه را از بيبند و باريها حفظ کرد. نبايد در جامعه اسلامي، امنيتي براي انجام فساد داشته باشيم.
خوانندگان بدون شک می خوانند حدیث مفصل از این مجمل.

در آبدارخانه روزنامه که ابعادش به سختي ، به کمي بيش از ابعاد يک قبر مي رسد ايستاده بودم .
آرام و البته آرام تر از هميشه .
روبرويم يک اجاق سه شعله روميزي که هر روز کتري زرد رنگ کهنه اي روي آن مي جوشد تا بچه ها از چاي درون آن گلويي تازه کنند ، قرار دارد و بالاي سرش شيشه هايي که با چند ورق روزنامه پوشيده شده اند تا چشم نا محرمي به درون نيافتد. زيرش چند کابينت چوبي که درونشان همه چيز پيدا مي شود جز محتوياتي که بايد در يک کابينت باشد.
اينجا همه موقعيت جغرافيايي من است براي انديشيدن به اين واگويه ها.
فکر مي کنم به اين که چه کار بايد کنم؟
سر که بر مي گردانم همکار عزيز تر از جانم را مي بينم که از خود تريبوني ساخته است براي آنان که بر خر مراد سوارند و از اين کار البته شايد نه لذت ، که به واسطه وظيفه ، بهره مي برد.
کمي آن طرف تر هم يک تلفنچي نشسته است که مايل است زودتر ازدواج کند و مدعي است که مي داند چه مي کند و از انديشه اي متعالي بهره مي برد.
در مجموع دو اتاق مجزا وجود دارد با آدمهاي مختلف که هر کدامشان هرچند که مي پندارند خيلي متفاوتند اما راستي که اين طور نيست.
پشت پنجره ها هم شهري است که در آن پنجره ها به روي هيچ تجلي اي باز نيستند. هر چه هست بحث از مونوريل و ترافيک و چيزهايي اينچنيني است در ظاهر و در باطن هم ، همه از فقر مطلق مي نالند.از اين که نفت کجاست که درد بي درمانشان را شفايي بخشد. ازاين که بيش از نود و پنج درصد مردم ايران چيزي حدفاصل گرسنگي و اندکي پر بودن ته شکم را تجربه مي کنند.
آنها به سند چشم انداز، کاري ندارند و تنها سند چشم اندازشان يک لقمه نان شب است براي زن و بچه . آنها هيچ وقت به خود نگفته اند مشارکت بهتر است يا موتلفه . آنها هميشه پنداشته اند کسي همچون خودشان مي انديشد ، که با آنان هم سفره شود.فقط همين
اينگونه است که در جغرافياي خود مبهوتم از همه چيز
و شايد بيش از همه چيز
دوستان من در تلاشند کاري کنند که دوران رخوت پايان يابد . دانشجويان در فراز و فرود روندهاي اجتماعي خود به جنبشهاي گونه گوني رسيده اند و سپس طعم تلخ سرکوب را چشيده اند. روزنامه نگاران منتقد بيهوده جوش زده اند . همه بي آنکه و با آنکه خود بفهمند به بن بستهاي مخوفي رسيده اند در کوچه هايي که نه سر دارد نه ته ،اماهمین بس که بن بست است.
و روزگار ما را به تازيانه نامرادي مي راند.
و همه چيز تاريک است تاريک تر از آن که تصور کنيم
اين را هميشه به نتيجه نشسته ام ، چه در دوراني که طعم داشتن پول را تجربه کرده ام و چه در دوراني که از بي پولي به عزاب افتاده ام.آخر عده ای هنوز هستند که می گویند این کیمیا هر خاکی را به طلا مبدل می کند.
در اين لحظه هر چه تلاش مي کنم ساماني به نوشته خود دهم نمي شود.لحظه به لحظه از هر جا آه سوزناکي شلاقش را بر من مي رقصاند.
راستي ، کسي مي گفت رها کن اين دغدغه هاي بي مورد را، همه دارند مي چاپند، شما چرا نمي کنيد؟ به کدام آدمي مي خواهيد هزينه بدهيد براي کدام آدم؟
همه اينها را که با خود مرور مي کنم بعد به اين نتيجه مي رسم که
آقا يکي بيايد مارا تواب کند
بگويد که بگوييم چه هستيم
آخر هر چه سعي کرديم آني باشيم که خود مي خواهيم نشد ،پس بهتر است کسي بيايد بگويد ما کي هستيم.
من که حاضرم در يک گفت و گوي تلويزيوني به خود زني بپردازم بي آنکه گفته باشم من کيستم.
اين آقاياني که تواب سازي مي کردند پيدايشان هست اما نه در کسوت تواب ساز و بازجوي ويژه ، که در کسوت منجي و ناصح و البته منتقد منصف...
اما ما جوجه سياست زدگان زشت ، معلوم است که با نصيحت آدم نمي شويم
ما را بايد کتکمان بزنند . ما را بايد در آتش بسوزانند . ما را بايد به درک بفرستند تا ديگران عبرت بگيرند که کدام راه صواب است و کدام ديگري خطا
پس همان به که يا تواب شويم و يا سوزانده
اين دو را فرقي نيست جز آنکه اولي را بهشت نصيب است و ديگري را جهنم
اولي را زندگي در سايه رحمت و ديگري مرگ با ذلت
......
16آذر نزديک است . بچه ها راستي چه ترتيبي داده ايد براي بيان اعتراض ؟ دو دانشگاه در کنار هم ، يکي دانشجوي شاکي و عاصي مي سازد و ديگري دانشجوي مسلمان و ساکت.
بابا سربه نيست کنيد اينها را،گروه اول را مي گويم .
اينها نان نظام را مي خورند بعد مي خواهند براي حقوق حقه شان اعتراض کنند . بگيريد توابشان کنيد .
اگر پروژه نبود پروژه بسازيد ،چه امسال 86 باشد چه 78 چه 69 . براي ساختن پروژه هيچ وقت دير نيست.
دانشجو بايد در سايه نهاد نمايندگي زندگي کند نه در سايه درسهاي ليبرالي پوپر!
.....
سهراب رزاقي آزاد شد. مريم حسين خواه اما در انتظار وثيقه اي سنگين است.
خوب ، هست که هست . اولي را هم بررسي کنيد اگر تواب شده بيرونش کنيد و اگر نه ،بگذاريد توبه کند . اينها بايد بلاخره به بهشت بروند . مگر مي شود در کشور اسلامي کسي به بهشت نرود . حق ،حق است ديگر، تمام .
.......
از عماد باقي اصلا سخن نگوييد که او بايد سهميه سال 86 زندانش را استفاده کند بي هواخوري!
همين ... تمام . قرار نيست که هر کسي از راه برسد و دم از حقوق زندانيان و تراژدي دموکراسي در ايران بزند. اصلا دموکراسي معنا دارد ؟ مردم دنيا امروز از واژه دموکراسي تهوع مي گيرند.
او را هم توابش کنيد...
........
بچه های دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه اعتصاب کردند به مدت 40 دقیقه. اینها اصلا کی هستند ؟ یک مشت دانشجو نما ! حتما همین طور است. باز هم خدا را شکر که اعتصابات چند روزه به اعتصابات چند دقیقه ای کاهش یافت . اینها را هم بگیریرد توابشان کنید به دلیل همان نتیجه گیری آخرین بند 16 آذر.
.......
شنیده ام که کانون دفاع از حقوق زنان وکودکان تهران همایش یک روزه نفی خشونت علیه زنان برگزار می کند . وااسفا از این مصیبت . کار به جایی رسیده که کانون تشکیل بدهند .حالا این سگ خور . همایش برگزار می کنند آن هم نفی خشونت علیه زنان . آقایان هنوز دارند زنان تجمع کننده در میدان هفت تیر را تواب می کنند آنوقت یک عده ای آمده اند همایش برگزار می کنند مگر نه این است که در نظام اسلامی باید زن مطیع باشد و آقایان مطاع.
پس تمام . همین
............
شیطان پرستان مدرن دارند این روزها در امور سنگ اندازی می کنند مخصوصا در امور هسته ای . اینها را هم بگیرید تواب کنید . اگر الان نمی شود یک مدت دیگر صبر کنید . بگذارید ببینیم از این عمل شنیع دست بر می دارند یا نه ؟ اگر ساکت نشدند در یکی از همین سفرهای استانی آبروی همه شان خواهد رفت . هر چند که ما چون مولای خود بیش از آنکه در انظار سخن بگوییم سر در چاه خود فرو می بریم و شکواییه های مان را آنجا معروض می داریم.
............
شرایط ویژه است؟ کی همچین غلطی کرده ؟ اصلا اینطور هم نیست . فقط یه کمی آمریکا و انگلیس و فرانسه و آلمان دارند فشار می آورند به علاوه یه کمی هم روسیه و چین و یه قسمتهایی از اتحادیه اروپا و مقداری هم اعراب تصمیم گرفته اند به رغم تلاشهای ما به کنفرانس آنا پولیس بروند . در عوض هوگو چاوز و مورالس پشت ما هستند . اخیرا تانزانیا هم اضافه شده و البته مالاوی . پس هر که گفته شرایط ویژه است باید که تواب شود.
.............
مراسم فروهر ها لغو شد . خوب شد که شد . این علاوه بر آن که یک رویه است خیلی هم میمون و مبارک است . همین تمام . این زنجیری ها همین به که اسیر قتلهای زنجیره ای شدند. همین ...
………..
آوخ ، آب کتری زرد رنگ کهنه جوش آمد . افکار هزار پاره از ذهنم پرید . وینستون لایت پاکتی هزار و صد و تومن شده و سیگار که برای ما چون هوای پاک می ماند دیگر کیمیا. پس بهتر است تا دیر نشده هنوز هم به جغرافیای زیبای خود ببالم و از این که هنوز دوستانم را می بینم شاد باشم.ما را چه به آنکه گفتمان مجلس هشتم چه گفتمانی است و گزارش سولانا چگونه تنظیم می شود؟آقایان به هر حال پروژه تعریف می کنند که سولانا را هم به جمع توبه کنندگان بیفزایند آنچنان که البرادعی را . من فکر کنم این موشه موفاز پدر سوخته معاون اولمرت همچین قرار بوده تواب بشه ، ولی فرار کرده .